فراتر از CBT | درمانی بر مبنای پذیرش و تعهد ACT برای ADHD

خیلی وقته که میخوام یک پست بنویسم برای آدم هایی که بهشون قول داده بودم اگر تو این مسیر تنهام نگذارند، من هم تلاشم رو می کنم تا اون چه که در راه شناخت ADHD یاد می گیرم رو باهشون به اشتراک بگذارم. یا خیلی ها این فیدبک رو بهم دادن که خب ما میدونستیم …

وضعیت بی تصمیمی و فریز شدن

دیروز در کلاب هاوس، گفتگویی در مورد وضعیت بی تصمیمی و هیچ کاری نکردن پیش اومد که دیدم بد نیست راجع به این تاپیک برای آدم هایی که ADHD دارند بنویسم. چون فهمیدم یکی از موضوعاتی هست که کسانی که ADHD  دارند خودشون رو به خاطر اون خیلی سرزنش می کنند. شاید بعضی ها از …

آروم کردن یک ذهن خستگی ناپذیر

در این مطلب چند تا از راه کارهایی که به کسی که ADHD داره، کمک می کنه تا ذهنش رو کمی آروم کنه  نوشتم.  چون میخواستم به هر راه حل، مثال و تجربه شخصی اضافه کنم، همه نه راهکاری که در مطلب اصلی بود رو نرسیدم بنویسم. اما خب قول دادم حتی اگر خیلی  خوب …

رنج رو اگر تقسیم کنی کم میشه

چند روز پیش یکی از دوستانم پرسید حالت چطوره، گفتم این روزا خیلی درگیرم ولی حالم خوبه. من تو این چند هفته هر روز که بیدار می شدم چشم میدوختم به کامنت هایی که آدم ها برام گذاشتند و تک تک کلمه ها و جمله هاشون برام امیدبخش بود. من خیلی از تبریک های نوروز …

چطور ADHD رو به ابرقدرت خودمون تبدیل کنیم؟

از یک متخصص کمک بگیرید متخصصی که باهتون همدلی کافی در این زمینه داشته باشه. کسی که با صداقت بپذیره ADHD واقعیه، و فقط یک اختلال نیست که در موردش یک مشت اطلاعات تخصصی داره و فقط یک سری کلمه قلبمه سلمبه تحویلتون میده. متخصص احتمالا این دو تا رو بهتون یادآوری می کنه. ورزش …

پادکست ADHD Superpower و لینک منابع

بعد از دو هفته که جور نشد پادکست ADHD  رو ضبط کنیم، من تو خواب و بیداری، صبح زود پیام وحیده رو دیدم که میای امروز ضبط کنیم، با این که خیلی سرم شلوغ بود و خواب بودم کلا اون موقع، ولی دیدم زمان مناسب هیچ وقت نخواهد رسید. خلاصه امروز در یک اقدام ناگهانی …

ADHD | اختلالی که سال ها بین من و اطرافیانم دیوار کشید

داستانی که میخواهم تعریف کنم داستان عده زیادی نیست، نمی دانم شاید هم بعد از روایت آن آدم هایی پیدا شدند که شبیه من بودند. من همیشه می فهمیدم یک فرقی با بقیه دارم اما هیچ وقت نمی فهمیدم چه فرقی. تا نوجوانی چندان روابط خوبی با آدم ها نداشتم، وقتی که در جمع های …

گام اول | یک مسیر طولانی

خیلی وقت است که باید پستی می نوشتم برای شروع، هر بار از ترس معرفی اشتباه این ماجرا از نوشتن آن طفره رفته ام. در این مدت بارها با آدم های مختلفی از ملیت های مختلف حرف زدم تا واکنش های آدم های متفاوت را بسنجم. واکنش بعضی ها خوب بود، بعضی ها نه. داستان …

نقش آفرینی بر صحنه روزگار

این روزها حتی نوشتن هم سخت تر از همیشه شده است، شاید آدم می ترسد بنویسد، شاید هر بار دلش می خواهد چشمانش را ببندد و باز کند و بفهمد همه این روزها خواب و خیالی بیش نبوده است. شاید میترسد اگر بنویسد روزها بیشتر کشدار شوند، شاید هر بار که به خواب می رود …

از تنهایی که حرف می زنم از چه حرف می زنم؟

کتاب فلسفه تنهایی ما را با مفهوم متفاوتی از تنهایی مواجه می کند. باعث می شود که به کلمه تنهایی بارها  فکر کنیم، و دلایل و مفهوم مختص خودمان را از دل جملات کتاب بیرون بکشیم. حتی بسته به موقعیت زمانی و مکانی که در آن هستیم، دوباره این کلمه را برای خودمان بازتعریف کنیم …