رنج رو اگر تقسیم کنی کم میشه

چند روز پیش یکی از دوستانم پرسید حالت چطوره، گفتم این روزا خیلی درگیرم ولی حالم خوبه. من تو این چند هفته هر روز که بیدار می شدم چشم میدوختم به کامنت هایی که آدم ها برام گذاشتند و تک تک کلمه ها و جمله هاشون برام امیدبخش بود. من خیلی از تبریک های نوروز …

چطور ADHD رو به ابرقدرت خودمون تبدیل کنیم؟

از یک متخصص کمک بگیرید متخصصی که باهتون همدلی کافی در این زمینه داشته باشه. کسی که با صداقت بپذیره ADHD واقعیه، و فقط یک اختلال نیست که در موردش یک مشت اطلاعات تخصصی داره و فقط یک سری کلمه قلبمه سلمبه تحویلتون میده. متخصص احتمالا این دو تا رو بهتون یادآوری می کنه. ورزش …

پادکست ADHD Superpower و لینک منابع

بعد از دو هفته که جور نشد پادکست ADHD  رو ضبط کنیم، من تو خواب و بیداری، صبح زود پیام وحیده رو دیدم که میای امروز ضبط کنیم، با این که خیلی سرم شلوغ بود و خواب بودم کلا اون موقع، ولی دیدم زمان مناسب هیچ وقت نخواهد رسید. خلاصه امروز در یک اقدام ناگهانی …

ADHD | اختلالی که سال ها بین من و اطرافیانم دیوار کشید

داستانی که میخواهم تعریف کنم داستان عده زیادی نیست، نمی دانم شاید هم بعد از روایت آن آدم هایی پیدا شدند که شبیه من بودند. من همیشه می فهمیدم یک فرقی با بقیه دارم اما هیچ وقت نمی فهمیدم چه فرقی. تا نوجوانی چندان روابط خوبی با آدم ها نداشتم، وقتی که در جمع های …

گام اول | یک مسیر طولانی

خیلی وقت است که باید پستی می نوشتم برای شروع، هر بار از ترس معرفی اشتباه این ماجرا از نوشتن آن طفره رفته ام. در این مدت بارها با آدم های مختلفی از ملیت های مختلف حرف زدم تا واکنش های آدم های متفاوت را بسنجم. واکنش بعضی ها خوب بود، بعضی ها نه. داستان …

نقش آفرینی بر صحنه روزگار

این روزها حتی نوشتن هم سخت تر از همیشه شده است، شاید آدم می ترسد بنویسد، شاید هر بار دلش می خواهد چشمانش را ببندد و باز کند و بفهمد همه این روزها خواب و خیالی بیش نبوده است. شاید میترسد اگر بنویسد روزها بیشتر کشدار شوند، شاید هر بار که به خواب می رود …

از تنهایی که حرف می زنم از چه حرف می زنم؟

کتاب فلسفه تنهایی ما را با مفهوم متفاوتی از تنهایی مواجه می کند. باعث می شود که به کلمه تنهایی بارها  فکر کنیم، و دلایل و مفهوم مختص خودمان را از دل جملات کتاب بیرون بکشیم. حتی بسته به موقعیت زمانی و مکانی که در آن هستیم، دوباره این کلمه را برای خودمان بازتعریف کنیم …

از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم

دویدن یکی از ورزش های عجیبی است که همیشه انجام دهندگانش را تحسین می کردم اما هیچ گاه در خودم این توانایی را نمی دیدم که آن  را امتحان کنم. اما پس از امتحان کردنش یقین کردم چیز دیگری است، فرای همه ورزش هایی که انجام داده ام. همیشه عاشق کتاب موراکامی بودم، کتابی که …

پیاده روی های طولانی و درکی متفاوت از جهان

پیاده روی اثرات عجیبی دارد. گوشی و هدفونم را را بر میدارم، گام شمارم را روی دستم می بندم، کفش هایم را به حالت تنبلانه، بدون آن که بندی باز و بسته کرده باشم می پوشم، و راه می افتم، فکر می کنم امروز به کدام سمت بروم. کوچه های خلوت را ترجیح می دهم. پس …

نوشته ای بر کتاب دختر تحصیلکرده

کتاب تحصیکرده کتاب عجیبی بود. کتابی که شاید هر دختر نوجوانی باید بخونه، به خصوص اگر در خاورمیانه به دنیا آمده باشه. نمی خوام خیلی بزرگنمایی کنم. من حتی درصد کمی هم از چیزی که تارا در زندگیش تجربه کرده رو تجربه نکردم. اما خوندن همه این فصل ها در کنار هم تجربه عجیبیه. با …